Saturday, 31 December 2016

مدیریت کنترل | بهترین راهکارهای مدیریت کنترل

مقدمه

مدیریت کنترل فراگردی است که فعالیت انجام شده با برنامه های پیش بینی شده سازمان تطبیق داده می شود. به بیان دیگر روش ها و ساز و کارهایی است که مدیران برای کسب اطمینان از سازگاری عملکرد افراد با سیاست ها و اهداف سازمان به کار می گیرند. مدیریت کنترل از دو رکن اصلی یعنی ارزیابی و پیگیری تشکیل شده است. مدیریت کنترل توسط مدیران عالی سازمان صورت می پذیرد، تمامی فعالیت های سازمان مورد بررسی و تجزیه و تحلیل قرار می گیرد و میزان انحراف از اهداف مشخص می شود و اگر نیاز باشد استراتژی های جدیدی اتخاذ می شود.

بخش نظارت مدیریت کنترل شامل

•    نظارت آشکار

یعنی اینکه مدیر مستقیما وارد عمل شده و به عموم کارها نظارت دارد. مدیر سازمان به طور مستقیم به تمامی بخش های سازمان سرکشی کرده و به بررسی فعالیت های سازمان می پردازد.

•    نظارت درونی

با انجام کارهای فرهنگی تلاش می کنیم باوری را در افراد سازمان ایجاد کنیم که خود افراد به یک تعهد و باور خود کنترلی دست یابند تا هر شخص متعهد به انجام کار خود گردد

•    نظارت پنهان

آن است که افرادی ناشناس عملکرد کارگزاران را مورد بررسی قرار داده و نتیجه مشاهدات خود را در اختیار مدیر سازمان قرار می دهند. این افراد حکم چشم و گوش مدیر را در سازمان ایفا می کنند. تمامی نقاط قوت و ضعف در بخش های مختلف سازمان را مشاهده کرده و طی گزارش دوره ای به مدیر ابلاغ می کنند.

مدیریت کنترل
فرآیند مدیریت کنترل شامل ۴ مرحله می باشد

•    تعیین ضوابط و معیار های کنترل

مدیران سازمان خط مشی سازمان و قوانینی را که افراد در محیط کار ملزم به اجرای آن می باشند را تعیین می نمایند،معیارهای لازم جهت برخورد با عدم رعایت ضوابط را در نظر می گیرند.تعیین معیارهای کنترل برای نیل به اهداف سازمان صورت می پذیرد.

•    مقایسه عملکرد با اهداف سازمان

عملکرد افراد و مجموعه سازمان مورد ارزیابی قرار گرفته و با اهداف سازمان تطبیق داده می شود معمولا برای این مقایسه از روش های نمونه گیری، گزارش گیری، پیش بینی و مشاهده استفاده می شود

•    تشخیص میزان انحراف

پس از تطبیق اهداف با عملکرد میزان انحراف سازمان از اهداف مورد بررسی قرار می گیرد. با این ارزیابی در صورت لزوم مدیران سازمان راهکارهای مقابله با انحراف را ارائه می دهند.

•    اجرای برنامه و اقدامات اصلاحی

اگر نتیجه عملیات کم تر از حد پیش بینی شده اهداف باشد اقدامات اصلاحی انجام می شود. این اقدامات می تواند در کنار عملیات اجرایی مرحله بعدی و به موازات آن انجام شود

نتیجه گیری

نباید فراموش کنیم که کنترل یک فرآیند پیوسته است و در طول روند اجرای عملیات صورت می پذیرد نه اینکه ما منتظر انحراف از عملیات باشیم و سپس اقدامات کنترلی را انجام دهیم.
چنانچه موفق به اتمام این مقاله در مدت زمان تخمینی نشده اید به سایت تست تندخوانی مراجعه نمایید

خواهشمندیم با دیدگاه سازنده خود ما را در ارائه هرچه بهتر مقالات یاری نمایید
نویسنده: ماهان تیموری – صابر خلیلی
ارائه دهنده آموزش های کسب و کار ، کارآفرینی ، مدیریت زمان


با عرض پوزش تصویر فایل دانلود درست بارگذاری نشده است

Tuesday, 27 December 2016

بهترین راهکارهای مدیریت منابع انسانی

مقدمه

در این مقاله به اصول کلی برای مدیریت منابع انسانی می پردازیم. مدیریت منابع انسانی عبارت است از فرآیند کار کردن با افراد در جهت نیل به اهداف سازمان. به گونه ای که این افراد و سازمانشان به توانمندی کاملی دست یابند. هدف کلی از مدیریت منابع انسانی استفاده از نیروی انسانی در جهت اهداف سازمان است، اما در این راه تنها به اهداف سازمان نگاه نمی شود، مدیریت می کوشد تا با جلب رضایت تمامی کارکنان سازمان روحیه کار را در آنها افزایش داده و از این طریق بتواند به اهداف سازمان دست پیدا کند. مدیریت منابع انسانی شامل فعالیت هایی نظیر جذب نیرو، آموزش، حقوق و روابط سازمانی می باشد.

اهداف مدیریت منابع انسانی

•    تامین نیروی انسانی با حداقل هزینه

متخصصین جذب پس از دادن فرم های جذب نیرو ها به متقاضیان و انجام مصاحبه با آن ها نیرو های بهتر را بر می گزینند. حداقل هزینه به این معنی نمی باشد که برای کارکنان حقوق اندکی را در نظر گرفته باشند بلکه به این منظور می باشد که افراد زبده انتخاب گردند تا هزینه آموزش به آنها و ضرر و زیانی که از ورود نیروی جدید به سازمان اعمال می شود کاهش یابد.

•    آموزش و پرورش نیروها

بر اساس تجربه های بدست آمده در سال های گذشته و دانش موجود در آن زمینه به نیروهای ورودی آموزش داده می شود تا چارچوب کار خود را بطور کامل بشناسند تا بتوانند بهترین عملکرد را از خود داشته باشند. وقتی نیرو نسبت به کاری که انجام می دهد آگاهی کامل داشته باشد زمینه ایجاد خلاقیت و ایده های نو در فرد به وجود خواهد آمد.

•    حفظ نیروی لایق و برقراری ارتباط با آن

مدیر سازمان با برقراری نظم در سازمان موجب می شود که افراد کارهای خود را به درستی انجام دهند و همچنین رسیدگی به شکایات کارکنان و برقراری ارتباط موثر با آنان مشکلات آنان را نفر به نفر مورد بررسی قرار می دهد. این امر موجب دلگرمی کارکنان شده و تمایل آنان به ادامه همکاری با سازمان بیشتر می شود. مدیر می بایست نیروهای زبده و موثر را شناسایی کرده و با ایجاد ارتباط با آنان زمینه ماندگاری آنان در سازمان را فراهم سازد. وقتی مدیر به کارکنان اهمیت دهد اعتماد به نفس افراد برای انجام کارهای بزرگتر بیشتر می شود و خود نوعی ایجاد انگیزش در افراد ایجاد می کند.

•    تامین نیازهای نیروها و افزایش اشتیاق و بهره وری در آن ها

مدیر می بایست خود را از کارکنان بداند، زیرا منابع انسانی در یک سازمان همچون خون در رگ های بدن می باشند. بدون داشتن نیروی انسانی کارآمد اهداف سازمان محقق نخواهد شد. بنابراین جلب رضایت کارکنان از اهمیت بالایی برخوردار است. مدیر سازمان می بایست چارچوبی را فراهم آورد که کارکنان مورد تمجید و تشویق قرار بگیرند. این کار زمینه اشتیاق و رقابت را در کارکنان ایجاد می کند. تشویق شده از سوی سازمان موجب می شود افراد برای بدست آوردن این امتیاز با تمام وجود به کار خود ادامه دهند و این کار بهره وری آنان را افزایش می دهد.

مدیریت منابع انسانی

وظایف مدیریت منابع انسانی

•    سازماندهی
•    آموزش
•    جذب نیروها
•    توسعه منابع انسانی
•    برآورد پاداش
•    روابط بین کارکنان
•    حفظ بهداشت، ایمنی و رفاه

عوامل موثر بر مدیریت منابع انسانی

عوامل بیرونی

•    بازار نیروی کار
•    قوانین و مقررات
•    مشتریان
•    رقابت
•    سهامداران

عوامل درونی

•    اهداف سازمان
•    خط مشی سازمان
•    جو و فرهنگ سازمانی

نتیجه گیری

در حال حاضر تمام تلاش شرکت ها بر این است که نیروهای آموزش دیده ای تربیت کنند که  ترک کار را توسط نیرو ها کاهش دهند. نیروهای تازه وارد هزینه های زیادی روی دوش سازمان قرار می دهد. در این میان مدیریت منابع انسانی تلاش می کند با ایجاد جذابیت هایی در کار، خطر از دست دادن کارکنان را کاهش دهد.
چنانچه موفق به اتمام این مقاله در مدت زمان تخمینی نشده اید به سایت تست تندخوانی مراجعه نمایید

خواهشمندیم با دیدگاه سازنده خود ما را در ارائه هرچه بهتر مقالات یاری نمایید
نویسنده: ماهان تیموری – صابر خلیلی

ارائه دهنده آموزش های کسب و کار ، کارآفرینی ، مدیریت مذاکره


با عرض پوزش تصویر فایل دانلود درست بارگذاری نشده است

Monday, 26 December 2016

اهمیت مدیریت ساخت سازمان

مقدمه

با بالا رفتن فناوری های موجود در عصر حاضر و تنوع محصولات موجب شده است که بحثی به نام مدیریت ساخت مطرح گردد.
مدیریت ساخت جهت ارائه ی با کیفیت ترین محصول در کوتاهترین زمان ممکن عمل می نماید. تیم مدیریت ساخت می بایست در کوتاهترین زمان ممکن زیر ساخت های اساسی برای عرضه کالا را فراهم کند. مدیریت ساخت ارتباط مستقیمی با کسب و کار سازمان دارد. مهمترین زمینه دنیای رقابتی امروز بهره گیری از فناوری جدید در تولید محصولات می باشد. سازمان ها می بایست محصولات را با بهترین کیفیت در کوتاهترین زمان و با قیمت مناسب به دست مصرف کنندگان برسانند. در این مقاله اهداف مدیریت ساخت و اصول کلی حاکم بر مدیریت ساخت مورد بررسی قرار می گیرد.

اهداف کلی مدیریت ساخت

•    افزایش خدمات رسانی به مشتریان

بهبود انجام پیش بینی نیازهای مشتریان و ارائه پاسخگویی به این نیاز ها در کوتاهترین زمان ممکن. برای اینکار واحد مدیریت ساخت می بایست هماهنگی های لازم را با واحد مدیریت بازاریابی داشته باشد. و ابزارهای لازم برای پاسخگویی به این نیاز ها را فراهم نماید. با افزایش خدمات رسانی به مشتریان برند شرکت در بین مصرف کنندگان به عنوان برند معتبر شناخته شده و موجب می شود سازمان سهم بیشتری از بازار را در اختیار داشته باشد.

•    افزایش سود

پاسخگویی به نیازها، سطح درخواست و تولید را بالا برده و در نتیجه موجب افزایش سود می گردددرطول دوره تولید یک محصول کلیه اطلاعات آن محصول از جمله ساختار محصول، روش تولید، تجهیزات تولید، منابع انسانی مورد نیاز و… مورد بررسی قرار می گیرد. در این میان مدیریت ساخت  باید بستری فراهم آورد تا کلیه فرآیند انجام شده از تولید محصول تا عرضه به بازار را تسهیل نماید. 

مدیریت ساخت

ارکان مربوط به مدیریت ساخت

•    مسائل مربوط به کارشناسی و مهندسی ساخت

حوزه سخت که شامل معماری کار می باشد    طی مراحل
•    دانش کار
•    روش شناسی کار
•    تکنولوژی اجرای کار
صورت می پذیرد.
در این روش طی جمع آوری اطلاعات مربوط به کار ، و مقایسه آن با نمونه های مشابه پیشین بهترین روش اتخاذ شده و تکنولوژی مناسب برای اجرای آن در نظر گرفته می شود.
حوزه نرم که شامل کارشناسی محیط کار، چگونگی مدیریت و هدایت مجموعه از جمله مسائل مهم می باشد.

•    اصول حاکم بر مدیریت

این اصول شامل
•    کاهش هزینه اجرایی
•    کاهش زمان اجرایی
•    افزایش کیفیت و بهره وری می باشد.

نتیجه گیری

در پایان باید گفت که مدیریت ساخت بخشی از سیستم مدیریت سازمان  می باشد که تمام نیروهای کار کشور را در بر می گیرد.
در واقع می توان گفت مدیریت ساخت هدایت کننده اقتصاد کشور است و این خود سازمان ها هستند که باید با مدیریتی صحیح و اصولی کشور را در جهت ایرانی آباد سوق دهند.
چنانچه موفق به اتمام این مقاله در مدت زمان تخمینی نشده اید به سایت تست تندخوانی مراجعه نمایید

خواهشمندیم با دیدگاه سازنده خود ما را در ارائه هرچه بهتر مقالات یاری نمایید
نویسنده : ماهان تیموری – صابر خلیلی
ارائه دهنده آموزش های کسب و کار ، کارآفرینی ، مدیریت برند


با عرض پوزش تصویر فایل دانلود درست بارگذاری نشده است

Saturday, 24 December 2016

مدیریت دموکراتیک چیست

مدت زمان تخمینی برای مطالعه ی این مقاله ۲ دقیقه و ۳۰ ثانیه می باشد

مقدمه

در مدیریت دموکراتیک مدیر به کارکنان اجازه می دهد در تصمیم گیری ها شرکت کنند، در نتیجه تصمیمات سازمان بر اساس نظر اکثریت آرا خواهد بود. البته این بدان معنا نیس که همه افراد حق اظهار نظر و رای دادن دارند و همه نظرات پذیرفته می شود. ولی فرصتی به افراد داده می شود تا بتوانند هر یک در سطحی از سازمان نظرات خود را مطرح کنند.

 مزایای مدیریت دموکراتیک


ایجاد فرصت تصمیم گیری برای کارکنان می باشد. این مزیت به مدیر امکان می دهد که مسائل را از زوایای مختلف بسنجد.
وقتی ایده های زیادی مطرح می شود باعث ایجاد خلاقیت شده، و ایده های نو در سازمان به وجود می آید.
وقتی موسسه از چنین روندی استفاده می کنند کارکنان احساس می کنند که به راستی آنها در تصمیم گیری ها شرکت می کنند. این باعث می شود اعتماد به نفس کارکنان افزایش یافته و همچنین با تمام وجود برای شرکت مایه گذاشته و حتی جان خود را نیز فدا کنند.
مدیریت دموکراتیک باعث می شود سازمان از مدیریت سالاری کلاسیک فاصله گرفته این امر موجب می شود مدیران سطح بالا سیاست بی طرفی به خود نگیرند و با مشارکت در تصمیم گیری ها خود را متعهد به سازمان کنند.
مدیریت دموکراتیک

معایب مدیریت دموکراتیک

البته امروزه کارشناسان به این نتیجه رسیده اند که این کار روند سرعت پیشرفت سازمان را پایین می آورد، و سرعت عمل لازم در پاسخگویی به بحران را ندارد. همچنین ممکن است بعضی از کارکنان از این عمل سو برداشت کرده و پای خود را از گلیم خود درازتر نمایند. که اگر یک مدیریت باتجربه در سازمان وجود نداشته باشد موجب می شود سلسله مراتب سازمانی با مشکل مواجه شود.

نتیجه گیری

امروزه شهروندان انتظار خدمات و محصولات با کیفیت تری را دارند.  بنابراین سازمان ها با رویکرد به این نوع از مدیریت به شهروندان و ذینفعان این امکان را می دهد تا آن ها بتوانند در موضوعات عمومی مشارکت داشته باشند و در نهایت انتظار سازمان ها و پرسنل تغییر می کند. این سبک زمانی کارآمد است که همه افراد به صورت گروهی کار کنند. ولی اگر کارکنان همسو و هم فکر نباشند و وقت کافی برای جلسات نباشد و یا انگیزه رقابتی وجود نداشته باشد، این سبک کارایی لازم را نخواهد داشت.
چنانچه موفق به اتمام این مقاله در مدت زمان تخمینی نشده اید به سایت تست تندخوانی مراجعه نمایید

خواهشمندیم با دیدگاه سازنده خود ما را در ارائه هرچه بهتر مقالات یاری نمایید
گروه آموزشی ماهان تیموری
ارائه دهنده آموزش های کسب و کار ، کارآفرینی ، آموزش مدیریت سایت


با عرض پوزش تصویر فایل دانلود درست بارگذاری نشده است

مدیریت مالی چیست

مقدمه

مدت زمان تخمینی برای مطالعه این مقاله ۲ دقیقه و ۳۰ ثانیه می باشد
مدیریت مالی یعنی استفاده از مفاهیم و اصول اقتصادی به منظور حل مسائل اقتصادی. هدف از مدیریت مالی مجموعه وظایف و مسئولیت هایی است که باعث می شود ثروت سهامداران به حداکثر برسد. مدیریت مالی قوی موجب می شود کسب درآمد سازمان به حداکثر برسد.
مدیریت مالی ۲ وظیفه مشخص دارد

۱   تامین مالی

۲   سرمایه گذاری

مدیریت مالی باید توجه داشته باشد که در چه مصارفی باید سرمایه گذاری کند و چگونه منابع لازم برای این دارایی ها را تامین می کند. مدیر مالی می بایست با بررسی دقیق درآمد و دارایی های شرکت و همچنین دریافت گزارشات دوره ای تمامی بخش های سازمان بودجه لازم برای سرمایه گذاری های شرکت که موجب رشد سازمان می گردد را فراهم آورد.

وظایف مدیران مالی

۱    تصمیم گیری درباره سرمایه گذاری

۲    تصمیم گیری درباره تامین مالی

۳    چگونگی تقسیم سود سهام

مهمترین وظیفه مدیریت مالی تصمیم گیری درباره سرمایه گذاری می باشد، زیرا در این چارچوب باید هم اهداف مشتریان و هم اهداف مالکین را تامین کند. سرمایه گذاری غلط نه تنها موجب از دست رفتن سرمایه سازمان می شود، بلکه اعتبار سازمان و همچنین ارزش سهام سازمان را پایین می آورد.

مدیریت مالی
نقش مدیریت مالی


۱    نظارت بر فعالیت حسابداری طرح های طولانی مدت شرکت و حفظ اسناد و مدارک مالی شرکت
۲   نظارت بر اسناد و اوراق بهادر و حسابهای بانکی شرکت و جابجایی به موقع حساب
۳    نظارت بر تهیه و تنظیم بودجه و کنترل هزینه های جاری شرکت
۴    تامین اعتبارات و وجوه لازم برای سرمایه گذاری شرکت در طرح های بلند مدت

نتیجه گیری

به طور کلی مدیریت مالی می کوشد هدف های شرکت را به نحوی خاص مطرح کند که در این راه از ابزارها و روش های تجزیه و تحلیل داده ها، کامپیوتر، حسابداری مالی کمک می گیرد. وقتی سازمان از یک نظام مالی منسجم برخوردار باشد، سازمان تمرکز لازم را بدست آورده و همه افراد در یک محیط ایمن به کار خود ادامه دهند که این امر موجب رشد و خلق ایده های نو در سازمان می گردد.
تاریخچه مدیریت مالی طی به دو دهه‌ ۱۸۹۰ و ۱۹۰۰، که چندین شرکت بزرگ آمریکایی در هم ادغام شدند بر می گردد؛ به‌دنبال این ادغام‌ها، ۷۸ شرکت به وجود آمدند که نیمی از کل تولید صنعتی ایالات متحده را در دست گرفتند. ادغام های ذکرشده،  نیازمند سرمایه‌ هنگفتی بود؛  که به دنبال آن، مدیریت ساختار سرمایه، یکی از وظایف مهم «مدیریت مالی» شد. از آن زمان، تا‌کنون مسئولیت ها و وظایف مدیران مالی همواره دچار تغییر ‌و‌ تحول بوده و تردیدی نیست که در آینده نیز شاهد پیشرفت بیشتری خواهد بود.
چنانچه موفق به اتمام این مقاله در مدت زمان تخمینی نشده اید به سایت تست تندخوانی مراجعه کنید

خواهشمندیم با دیدگاه سازنده خود ما را در ارائه هرچه بهتر مقالات یاری نمایید
نویسنده: ماهان تیموری – صابر خلیلی
ارائه دهنده آموزش های کسب و کار ، کارآفرینی ، مدیریت ریسک

با عرض پوزش تصویر فایل دانلود درست بارگذاری نشده است

Thursday, 22 December 2016

مدیریت رفتار سازمانی

مدت زمان تخمینی برای مطالعه ی این مقاله ۲ دقیقه و ۳۰ ثانیه می باشد

مقدمه

سازمان را می توان مجموعه ای از انسان ها در نظر گرفت که کنار یکدیگر کار می کنند، تا به اهداف فردی و جمعی برسند. مدیریت رفتار سازمانی تلاش می کند تا با ایجاد همگرایی و همسویی با صرف کم ترین اصطکاک و هزینه خواسته های همه افراد را تامین کند. مدیریت رفتار سازمانی می کوشد با به کارگیری شاخه های مختلف علمی و پژوهشی مجموعه ای از رفتارشناسی فردی و رفتارشناسی در محیط را به ما بیاموزد. مدیریت رفتار سازمانی همچون فیزیک و شیمی و ریاضیات یک علم مستقل نیست، بلکه از رشته های مختلف علمی مطالب را برداشت کرده و در اختیار ما قرار می دهد.
لازم نیس حتما مدیر سازمانی باشیم تا به مدیریت رفتار سازمانی را بدانیم ، هرکسی در هر محیطی زندگی می کند در مسائل زیر به او کمک می کند.
  • در تصمیم گیری های انسان که مثلا چه زمانی از منطق استفاده کند و چه زمانی از احساس
  • کار تیمی ، فرصت ها و دام های کار تیمی
  • مدیریت: که یک مدیر موفق باید به جنبه های مختلف رفتاری اشراف کامل داشته باشد
  • ایجاد انگیزش در کارکنان و کل مجموعه سازمان
  • استرس ناشی از شغل و روش های مقابله با آن

انواع مدیریت رفتار سازمانی

۱    استبدادی

که در این نوع نگرش جبر و حکم مدیر بر کارکنان وجود دارد کارکنان سازمان فرمانبرداری را پیشه کار خود قرار داده اند.

۲    مراقبتی

که در این نگرش امنیت شغلی و پولی کارکنان مطرح است و اینگونه به سازمان وابسته اند،

۳    مشارکتی

که مبنای این نگرش مشارکت بین اعضای مختلف سازمان مطرح است و همگی با ذوق و شوق در کارها مشارکت داشته و درنتیجه شور و اشتیاق بین کارکنان بیشتر است، ایده های نو مطرح و این امر موجب افزایش اعتماد به نفس کارکنان و درنتیجه کارایی آنان می گردد

مدیریت رفتار سازمانی
مهارت های لازم برای مدیریت رفتار سازمانی

۱    مهارت فنی

یعنی توانایی مدیر در بکارگیری دانش و تخصص

۲    مهارت های انسانی

یعنی توانایی ایجاد انگیزش برای فرد و گروه در کارکنان

۳    مهارت های نظری و فکری

یعنی فرد توانایی لازم برای مسائل پیچیده و حساس را داشته باشد

نتیجه گیری

مدیران رفتار سازمانی باید به علوم روانشناسی ، جامعه شناسی تسلط کامل را داشته باشند تا بتوانند در حوزه مدیریت خود عملکرد مطلوبی از خود ارائه دهند. مدیران می بایست مهارت های لازم برای اینکار را بدست آورند تا بتوانند در زمان خاص بهترین رفتار را از خود بروز دهند.
چنانچه موفق به اتمام این مقاله در مدت زمان تخمینی نشده اید به سایت تست تندخوانی مراجعه کنید

خواهشمندیم با دیدگاه سازنده خود ما را در ارائه هرچه بهتر مقالات یاری نمایید
نویسنده: ماهان تیموری – صابر خلیلی
ارائه دهنده آموزش های کسب و کار ، کارآفرینی ، مدیریت مذاکره

با عرض پوزش تصویر فایل دانلود درست بارگذاری نشده است

Wednesday, 21 December 2016

اصول کلی مدیریت تکنولوژی

مقدمه

بیش از آنکه بخواهیم مدیریت تکنولوژی را تعریف کنیم ابتدا باید با تعریفی از خود واژه تکنولوژی آشنا شویم. تکنولوژی استفاده عملی از دانش و مهارت برای ساخت ابزار و ماشین آلات جدید می باشد. همچنین از آن به عنوان ابزاری در دست بشر برای تسلط بر محیط اطلاق می شود. صاحب نظران مدیریت دریافتند که تکنولوژی یکی از عناصر مهم در تعریف تجارت و بازرگانی رقابتی می باشد. در واقع تکنولوژی یک عامل رقابتی بسیار مهم برای کشورها در سطح کلان است. مدیریت تکنولوژی که ساختار آن برگرفته از مدیریت تحقیق و توسعه است در ادبیات مدیریت، مسائلی چون ارزیابی پروژه، توسعه و پیش بینی تکنولوژی را شامل می شود. اما تاکید اصلی آن روی دارایی های تکنولوژک سازمان می باشد. مدیریت تکنولوژی با پیوند بین اصول مهندسی و علم مدیریت به منظور دست یابی به اهداف استراتژیک سازمان به برنامه ریزی و اجرای قابلیت های تکنولوژی می پردازد. این تعاریف از مدیریت تکنولوژی دربرگیرنده خلق تکنولوژی های جدید، استفاده کارا از تکنولوژی های موجود، همچنین سازگاری با تغییرات تکنولوژیک در افراد و سازمان ها و حتی جامعه می باشد.

چارچوب کاری مدیریت تکنولوژی

•    شناسایی تکنولوژی هایی که برای سازمان حائز اهمیت است
•    انتخاب تکنولوژی مناسب
•    خرید تکنولوژی انتخاب شده
•    بهره برداری از تکنولوژی برای خلق سود
•    محافظت از دانش و تجربه به کار رفته

مدیریت تکنولوژی دارای ابعاد ملی، سازمانی و فردی است. در سطح ملی یا دولتی، مدیریت تکنولوژی به شکل گیری سیاست های عمومی کمک میکند. در سطح بنگاه به ایجاد و تثبیت بنگاه های رقابت پذیر می انجامد. و در سطح فرد به ارتقاء ارزش فرد در جامعه کمک می کند.

مدیرت تکنولوژی در سطح بنگاه

در این نوع مدیریت اکثر مهندسان و مدیران صرفاً به ابعاد عملیاتی و نتایج کوتاه مدت  توجه دارند و به مقولات استراتژیک بی توجه هستند. این کوته بینی  موجب شده است که تأثیرات اقدامات امروز خود را بر آینده‌‌ی سازمان نادیده بگیرند. مدیریت تکنولوژی با تأکید بر اهداف استراتژیک سازمان، به حذف این نارسایی از سیستم مدیریت کمک می‌کند. مدیریت تکنولوژی، مدیران را در تلاش هایشان برای بهبود بهره وری، افزایش اثربخشی، و تقویت جایگاه رقابتی بنگاه هدایت می‌کند.

مدیریت تکنولوژی
مدیریت تکنولوژی در سطح ملی

مدیریت تکنولوژی در سطح ملی بیشتر بر نقش سیاست های عمومی در پیشبرد علم و تکنولوژی متمرکز است و تأثیرات کلی تکنولوژی بر جامعه  و به ویژه نقش آن در توسعه‌ی اقتصادی پایدار، را مورد بحث قرار می دهد.
مدیریت تکنولوژی در سطح ملی مقولاتی همچون تأثیر تحولات تکنولوژیک بر مردم، نیازهای آموزشی آنان در ارتباط موثر با تکنولوژی، تأثیر تکنولوژی بر سلامتی و ایمنی، و پیامدهای زیست محیطی تکنولوژی را در بر می گیرد.

سیاست های پشتیبان مدیریت تکنولوژی

•    نقش فعال حاکمیت در تشویق تکنولوژی
•    بسط تسهیلات لازم برای ترویج و توسعه تکنولوژی   
•    پیش بینی تمهیدات لازم برای جذب تکنولوژی و کاربرد سریع ابداعات و نوآوری ها
•    اییجاد محیطی که پذیرای خلاقیت و ایده های نو باشد
•    ایجاد پیوندی ضروری مابین مدیریت تکنولوژی با مدیریت بازاریابی و تجارت

نتیجه گیری

با توجه به آنچه گفته شد هدف اصلى مدیریت تکنولوژى آن است که با شناخت صحیح ماهیت تحولات فنى، بالاخص در حوزه تکنولوژی های پیشرفته تلاش نماید تحولات را به گونه ای  ساماندهى نماید که نه تنها شرکت ها و بنگاه های  مختلف بتوانند با اطمینان به تکنولوژی های  خود اتکا نمایند، بلکه با فرصت طلبی، زمینه‌ موفقیت آنها را در عرصه کسب و کار جهانى نیز فراهم شود.
چنانچه موفق به اتمام این مقاله در مدت زمان تخمینی نشده اید به سایت تست تندخوانی مراجعه نمایید

خواهشمندیم با دیدگاه سازنده خود ما را در ارائه هرچه بهتر مقالات یاری نمایید
نویسنده: ماهان تیموری – صابر خلیلی
ارائه دهنده آموزش های کسب و کار ، کارآفرینی ، مدیریت بازاریابی


با عرض پوزش تصویر مقاله مدیریت تکنولوژی فایل دانلود درست بارگذاری نشده است

Monday, 19 December 2016

سخنان بزرگان مدیریت

 

مقدمه

آشنایی با سخنان بزرگان مدیریت می تواند به عنوان راهکاری برای هدایت ما در عرصه مدیریت و همچنین به عنوان یک تذکری جهت مدیریت بهتر برای ما مورد استفاده قرار گیرید. در این مقاله سعی بر این شده تا با استفاده از سخنان بزرگان مدیریت دیدگاهی نو در ذهن خوانندگان ایجاد کنیم.

سخنان بزرگان

•    هیچ گاه به خاطر بدست آوردن آرامش باور های خود را زیر پا نگذارید (داگ هامرشولد)
•    آموزش دهندگان مطالب ساده را می گیرند و پیچیده می کنند در حالیکه ارتباط گران مطالب پیچیده را ساده می کنند (جان ماکسول)
•    می خواهی برای رسیدن به موفقیت به تو فرمولی را بیاموزم؟؟؟ بسیار آسان است، تعداد اشتباهاتت را دو برابر کن (توماس واتسون)
•    اساس استراتژی این است که انتخاب کنیم چه کارهایی را نباید انتخاب کنیم (مایکل پورتر)
•    عزت و احترام شخص به خاطر چیزهایی است که فرد اعطا می کند، نه بخاطر چیزهایی که می گیرد (کالوین کولیج)
•    اشخاص موفق مدام در حرکت هستند، از اشتباه حراسی نداشته، از اشتباهات درس گرفته و به حرکت خود ادامه می دهند (کنراد هیلتون)
•   مدیر موفق از مردم خود می خواهد چیزهایی را به او بگویند که خواسته هایشان می باشد، نه چیزهایی را بگویند که خوشایند رهبر است (جان ماکسول)
•    بهره وری در کار گروهی بستگی به این دارد که چگونه افراد اهداف خود را در ارتباط با اهداف سازمان می بینند (کن بلانچارد)
•    اگر هدف شما چیزی به غیر از سودآوری باشد، دیر یا زود جایی سر شما به سنگ خواهد خورد (مایکل پورتر)
•    من چه در خانه باشم، چه در مسافرت، چه سرکار باشم همیشه کتاب هایی را به همراه دارم که منتظر خواندنشان هستم (بیل گیتس)
•    معیار موفقیت این نیست که مشکلات بزرگ را حل کنید بلکه این است که آیا آن مشکل پارسال شما هست یا نه (جان فوستر دالس)
•    مردم وقتی به شما اهمیت می دهند که بدانند به آنها اهمیت می دهید (جان ماکسول)
•    اگر آدمی چشم داشتی نداشته باشد، اگر نتواند پیش بینی کند
هیچگاه نمی تواند در امر مدیریت به درستی عمل کند (آبراهام مازلو)
•    بعضی وقتا زندگی با آجر به سرت می کوبد، ایمانت را از دست نده (استیو جابز)
•    هیچ یک از ما به اندازه همه ما باهوش نیست (کن بلانچارد)
•    اگر می گویید فشار برای توسعه دموکراسی ریشه ای در بازار دارد من می گویم بله (پیتر برگر)
•    ناراضی ترین مشتریان شما بزرگترین منبع یادگیری شما هستند (بیل گیتس)
•    افرادی که آنقدر دیوانه هستند که فکر می کنند می توانند دنیا را تغییر دهند، اینها در واقع همان افراد هستند که می توانند دنیا را تغییر دهند (استیو جابز)
•    هرکس که بین آموزش و سرگرمی تمایز قائل است الفبای هیچکدام را نمی شناسد (مک لوهان)
•    هر وقت که فکر کنی به موفقیت دست پیدا کرده ای تلاش متوقف می شود (توماس واتسون)
•    انسان موفق شکست می خورد اما خود را شکست خورده نمی داند (جان ماکسول)
•    مدام گام های رو به جلو بر دارید حتی اگر آن گام ها کوچک و آهسته باشد (آبراهام لینکلن)
•    اکثر مردم جذب سهام هایی می شوند که دیگران آنها را می خواهند، اما باید به دنبال سهامی باشید که کسی آن را نمی خرد. شما نمی توانید چیزی راکه همه می خرند، بخرید و انتظار داشته باشید تا خوب عمل کند (وارن ادوارد بافت)
•    تا می توانی اشتباه کن، این گونه است که می توانی به موفقیت دست پیدا کنی (توماس واتسون)
•    هیچ انسانی کامل نیست اما آدم هایی که فکر می کنند کامل هستند به درد کار تیمی نمی خورند (جان ماکسول)

نتیجه گیری

توسیه من به شما این است که دست از مطالعه برندارید. به طور مداوم کتاب های بزرگان را مورد مطالعه قرار دهید و از این راه تجربه لازم برای تخصص خود را افزایش دهید.این مقاله  برخی از سخنان بزرگان مدیریت را بازگو کرده است. امیدواریم که از خواندن آن لذت برده باشید.
تیم آموزشی ماهان تیموری
نویسنده: ماهان تیموری – صابر خلیلی
ارائه دهنده آموزش های کسب و کار ، کارآفرینی ، آموزش مدیریت وب سایت


با عرض پوزش تصویر فایل دانلود درست بارگذاری نشده است

نکات اساسی برای مدیریت بحران

مدت زمات تخمینی برای مطالعه ی این مقاله ۲ دقیقه می باشد

مقدمه

بحران پیشامدی است که به صورت ناگهانی اتفاق می افتد ، و باعث به وجود آمدن شرایطی می شود که برای برطرف کردن آن می بایست اقدام اساسی صورت پذیرد. مجموعه این اقدامات به وسیله مدیریت بحران مشخص می شود. مدیریت بحران مجموعه فعالیت هایی که یک سازمان در چالش با بحران انجام می دهد و هدف آن کاهش روند، کنترل و رفع بحران می باشد. مدیریت بحران علمی کاربردی است، که به وسیله مشاهده بحران ها و تجزیه تحلیل آن سعی در پیشگیری بحران و در صورت بروز کاهش خسارات بحران دارد.
بحران شناسی بخش مهمی از فرایند مدیریت بحران را تشکیل می‌دهد. شناخت هر چه دقیق تر بحران، به کنترل و هدایت هرچه موثرتر آن کمک کرده و مدیران بحران می‌توانند با تفکیک تفصیلی مسئله پیش رو، آن را مدیریت پذیر گردانند. امروزه عمده ترین نقاط ضعف مدیریت بحران عدم هماهنگی و همکاری سازمانها، نبود ضوابط جامع، نبود قوانین و مقررات و محدودیت منابع مالی می باشد. از سوی دیگر تجارب مفید، داشتن روحیه نوع دوستی و مشارک خوب مردم جامعه از نقاط قوت مدیریت بحران می باشد. برای داشتن مدیریت بحران موفق باید تهدیدات و فرصت ها را به خوبی شناخت. و خود را برای مقابله از تهدیدات و استفاده از فرصت ها آماده نمود. مدیر بحران باید تفکر استراتژیک را یاد بگیرد تا در مدت زمان اندک به آشفتگی های ذهنی خود نظم ببخشد.
به این طریق می تواند تصمیمات حیاتی را اتخاذ کند. مدیر بحران باید مهارتهای لازم جهت ریسک کردن را داشته باشد، در واقع باید با مدیریت ریسک آشنایی کامل داشته باشد تا بتواند ارزیابی ریسک انجام داده و سازمان را از بحران نجات دهد.

از جمله وظایف مدیریت بحران

•    آمادگی کامل در قبال پیشامدها
•    تهیه بانک اطلاعاتی روزآمد
•    تفکیک وظایف واحدهای امداد رسانی در زمان بحران
•    شناسایی انواع بحران، ارزیابی ریسک و اولویت بندی آنها
•    تعیین ارتباطات بحرانی
•    تشکیل گروه مدیریت بحران و تهیه برنامه مدیریت بحران
•    پیش بینی و پیشگیری از بحران
•    تعیین روش های سالم سازی
•    برنامه ریزی برای استفاده بهینه از منابع
مدیریت بحران

نتیجه گیری

مدیر بحران باید به تمام تاکتیک های مقابله با بحران آشنایی کامل داشته باشد و در هر موقعیت بحرانی تاکتیک خاصی را اتخاذ نماید.باید بدانیم برای مقابله با بحران تاکتیک کلی وجود ندارد شاید راهکاری که ما برای سازمانی اتخاذ می نماییم برای سازمانی دیگر عملی نباشد. بنابراین می بایست هر سازمانی را از زوایای مختلف ارزیابی کرده و در صورت نیاز برای حل مشکل سازمان ایده های نو ارائه دهیم.
امیدواریم با مطالعه این مقاله گامی در جهت رشد و ارتقای سطح آگاهی شما برداشته باشیم
چنانچه موفق به اتمام این مقاله در مدت زمان تخمینی نشده اید به سایت تست تندخوانی مراجعه نمایید

خواهشمندیم با دیدگاه سازنده خود ما را در ارائه هرچه بهتر مقالات یاری نمایید
نویسنده: ماهان تیموری – صابر خلیلی
ارائه دهنده آموزش های کسب و کار ، کارآفرینی ، بازاریابی شبکه ای


با عرض پوزش تصویر فایل دانلود درست بارگذاری نشده است